روابط عمومي روابط عمومي .

روابط عمومي

مشخصات مدير وبلاگ

اينجانب محمد رضا رضايي دانشجويي دانشگاه علمي كاربردي خمين هستم در مقطع كارداني وهدف اينجانب از راه اندازي وبلاگپ روابط عمومي بالا بردن نقش روابط عمومي در جامه امروز است
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ساعت: ۰۷:۱۵:۴۸ توسط:محمد رضا موضوع: روابط عمومي و تبليغات | نظرات (1)

روابط عمومي تجاري

 

تبليغات يكسويه بود، يعني حسنها را بزرگنمايي و عيبها را كوچكنمايي ميكرد. واحدهاي تبليغات شركتها نيازي به پاسخگويي را احساس نميكردند، اما مشتريان اين نياز و احساس را داشتند. در چنين شرايطي، اطلاعرساني و ارتباط با مشتريان اهميتي به مراتب بيشتر از تبليغات پيدا كرده و ضرورت سازماندهي مجدد شيوه هاي ارتباطي مشتريان و سازمانهاي اقتصادي را روشن ميكند.
روابط عمومي با ماهيت ذاتي خود كه كاركردي دوسويه دارد، جانشين مناسبي براي تبليغات است، چون هم به اطلاع رساني تأكيد بيشتري دارد و هم شنونده بودن را بر گوينده بودن ارجحيت ميدهد. معروف و مشهورشدن شركتهايي بزرگ (مايكروسافت و ...) در دهه اخير به كمك روابط عمومي و نه تبليغات، اهميت روابط عمومي را در عرصه هاي اقتصادي روشن كرده است، اما نميتوان روابط عمومي را با كاركردهاي گذشته (كاركرد در سازمانهاي دولتي و سياسي) بهكار گرفت و لازم است نوعي از روابط عمومي را طراحي كرد كه توانايي پاسخگويي به نيازهاي سازمانهاي اقتصادي را داشته باشد. ما اين روابط عمومي را ?روابط عمومي تجاري? ميناميم.
● روابط عمومي تجاري بايد طراحي شود
با توجه به نقش و جايگاه روابط عمومي در فرايند توسعه ارتباطات سازماني و بالاخص تأثير آن در رضايتمندي مشتريان، امروزه شاهد آن هستيم كه وجود هرگونه نقص و يا آسيبي در ساختار، ابزار و فرايند فعاليتهاي روابط عمومي، تمامي ابعاد، قابليتها و نقشهاي آن را تحت تأثير قرار ميدهد. از اينرو، بيترديد توجه به شناخت دقيق هر يك از محورهاي عملكردي روابط عمومي، آسيبها و ارزشيابي عملكرد در مؤسسات اقتصادي و اجتماعي، گامي بزرگ در تسريع مشكلات و تدوين استراتژي مناسب روابط عمومي در كشور قلمداد ميشود. با چنين رويكردي هنگامي كه روابط عمومي وارد عرصه اقتصادي ميشود، بايد طوري طراحي شود كه در راستا و جهت استراتژي اتخاذ شده و اهداف سازماني قرار گيرد.
براي اين منظور، روابط عمومي بايد عوامل زير را موردتوجه قرار دهد:
۱) ساختار (بخشهاي) سازماني: ساختار و شرح وظايف روابط عمومي بايد طوري طراحي شود كه اهداف و استراتژي سازماني را براورده سازد. مثلاً، اگر استراتژي سازمان تمركز بر مخاطبان باشد، بخشهاي روابط عمومي بايد به گونه اي طراحي شوند كه به تحقق اين هدف كمك كنند. مثلاً، ميتوان به بخشهايي همچون: شناسايي نيازهاي مخاطبان، مديريت ارتباط با مخاطبان، افكارسنجي مخاطبان و ... اشاره كرد. اين درحالي است كه در حالت سنتي روابط عمومي از بخشهايي چون سمعي و بصري، مطبوعات، مراسم و ... تشكيل ميشود.
۲) فرهنگ سازماني: هر سازماني، هنگامي كه تغييري در استراتژي و فرايندها و فعاليتهاي خود ميدهد، معمولاً با مخالفت مديران، كاركنان و مخاطبان خود رو به رو ميشود كه گاهي ممكن است فرايند جديد را با شكست مواجه كند. در اين خصوص مديران روابط عمومي در سازمانهايي اقتصادي بايد تدابيري بينديشند كه بتواند مقاومتهاي موجود را به حداقل برساند و تلاش كنند كه استراتژي ارتباطي را به يك فرهنگ در سازمان تبديل كنند. درگير كردن كاركنان (مثل شركت دادن آنها در تصميم گيريهاي روابط عمومي)، افكارسنجي مخاطبان، ايجاد ارتباط مؤثر با مشتريان، ايجاد سيستمهاي انگيزشي (همانند تخصيص هدايا و امكانات به مخاطبان، ايجاد پست الكترونيكي، درج خبرهاي ويژه، ارائه پاداش به كاركنان)، ارائه آموزشهاي لازم و ... از راهكارهايي است كه ميتواند مقاومت را كاهش دهد.
۳) مهندسي مجدد كاركنان: هنگامي كه سازمانها وارد فعاليتهاي تازهاي ميشوند، چندان معقول به نظر نميرسد كه با كاركناني ناتوان ادامه كار بدهند. ما احتياجي به تاكتيك گرايان نداريم بلكه استراتژيت ها هستند كه براي ما مهم اند . به غير از متخصصان ارتباطات، چه كساني توانايي توسعه استراتژي ارتباطي، گسترش دامنه پيامها و سنجش پاسخها را دارند؟ شركتهاي تجاري بايد به شركتهاي روابط عمومي و متخصصان ارتباطات فعال در سازمانهاي خود روي بياورند، چرا كه آنان فرمانروايان استراتژي اند.
● نتيجه گيري
در روابط عمومي تجاري، مشتريم داري به عنوان جنبه اي از ارتباطات انساني ميبايستي مورد تأييد و تأكيد قرار بگيرند. به خصوص در سازمانهاي اقتصادي بهعنوان رويكرد اصلي و جدي خود در ارتباط با مشتريان آن را برگزيده اند. اين رويكرد ميتواند در چارچوب چرخه كيفيتي پروفسور دمينگ، صاحبنظر برجسته مديريت، تعريف و سازماندهي شود. بهاين معنا كه ادارات عمومي تجاري، مشتري مداري را در چهار مرحله فعاليت زير استوار سازند تا روابط عمومي تجاري ايجاد و توسعه يابد.
۱) نيازسنجي: روابط عمومي تجاري ميبايستي دو گوش را جايگزين زبان كند و بجاي هياهو و غوغا، شنونده خوبي براي مشتريان باشد.
۲) برنامههاي ارتباطي را سازماندهي كند
۳) اجرا: اجراي فعاليتهاي مشتريمدارانه در روابط عمومي تجاري ميبايستي بر منافع دوطرفه (نگرش برنده - برنده) انجام پذيرد.
۴) ارزيابي: ارزيابي تمامي فعاليتها يعني ارزشيابي از طريق پرسشنامه و اثربخشي از طريق مصاحبه، همواره ميبايستي تأكيد شود و هرگز نبايد به فراموشي سپرده شود.
به طور خلاصه فلسفه ايجاد و تداوم روابط عمومي در سازمانها از دو روش مردم مداري و مشتري مداري پيروي مي كند.

 محمد رضا رضايي 14/2/89


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ساعت: ۰۷:۱۹:۳۳ توسط:محمد رضا موضوع: روابط عمومي و تبليغات | نظرات (0)

روابط عمومي و بازار يابي

 

روابط عمومي و بازاريابي

 

نويسنده : احمد قليش‌لي

 مقدمه:

زياد شنيده‌ايم كه روابط عمومي هنر هشتم است. روابط عمومي قلب سازمان است. روابط عمومي فلان دستگاه برگزار مي‌كند، تبريك و تسليت مي‌گويد و.... در همه‌ي اين مصاديق كه نمونه‌هاي ديگر آن را خود در جامعه سراغ داريد كلي گويي در تعريف روابط عمومي و وظايف آن حرف اول و آخر بوده و اگر هم جايي خوب تعريف شده، بيشتر جنبه‌هاي اداري و سازمان‌هاي دولتي آن بوده است. همين حالت با كمي تفاوت در بازاريابي هم صدق مي‌كند. پندار عمومي از بازاريابي و روابط عمومي نه آن چيزيست كه بايد باشد و آن چيزيست كه در كار مي‌آيد. غالبا به روابط عمومي به عنوان شخص يا واحدي كه وظيفه‌اش بزرگ كردن لايتناهي سازمان است و به بازارياب يا واحد بازار يابي به عنوان شخص يا واحدي كه بنا دارد بفروشد نگاه مي‌كنيم. حال آنكه هر دو فراتر ازاينها توان عمل دارند. (هرچند ممكن است در وظايف خود موارد شمرده شده را نيز به عنوان بخشي از فعاليت‌ها جاي داده باشند.)

 دو تعريف:

در ميان تعاريف مختلف از روابط عمومي" اسكات كاتليپ" آنرا چنين تعريف مي‌كند: "روابط عمومي يك عملكرد مديريتي است كه روابط سودمند دو جانبه بين سازمان و گروه‌هاي متفاوت اجتماعي را ـ كه شكست يا توفيق سازمان را رقم مي‌زنند ـ شناسايي كرده و اقدام به برگزاري و حفظ اين روابط مي‌كند." همانطور كه ملاحظه مي‌شود روابط عمومي را با چنين ذهنيت و اعتقادي بايد حتي فراتر از قلب سازمان يا هنر هشتم ناميد. و استفاده صحيح از آن را زمينه‌ساز رشد آتي دانست. همچنين از ميان تعاريف گوناگون و كم و بيش مشابه از بازاريابي «فيليپ كاتلر» در كتاب مديريت بازاريابي آنرا چنين تعريف مي‌كند: «انتخاب بازارهاي دلخواه مورد نظر، طراحي كالاهاي مورد نظر مشتري با هدف توليد انبوه با كيفيت مناسب براي جلب رضايت مشتري و در نهايت رساندن شركت به اهداف مورد نظر». اشاره: آنچه موضوع اصلي بحث ما در اين مجال مي‌باشد تعاملي است كه بين اين دو وجو دارد يا مي‌تواند داشته باشد. در اكثر سازمان‌هاي كشور ما واحد روابط عمومي يا مستقل عمل مي‌كند و كاري به امور بازاريابي شركت و سازمان ندارد، و يا اگر با توجه به آموزه‌هاي كاتلر و ساير بزرگان علم بازاريابي نوين «روابط عمومي »را به طور غير مستقيم و با واسطه از اجزاي آميخته‌ي بازاريابي و 4p معروف مي‌دانند باز هم در عمل از روابط عمومي انتظاري را ندارند كه اين «معجزه‌ي ارتباطي انسان» (به اعتقاد من) مي‌تواند ايفا كند.

يك اصطلاح:

ديواكار شارما ـ فوق تخصص روابط عمومي ـ در كتاب خود با عنوان «روابط عمومي حرفه‌اي بالنده» و در توضيح بازاريابي تلفيقي مي‌نويسد: «يك شيوه جديد با عناصري متشكل از روابط عمومي، بازاريابي، ارتباطات و آگهي در سال 1990 پا به عرصه گذاشت. اين پديده "رسانه‌ي بازاريابي تلفيقي" نام داشت. منظور از اين پديده استفاده از تمام امكانات براي تبديل يك محصول به صورت بخشي از طرح ذهني مصرف كننده‌ي مورد نظر است. .....» به واقع شامار در اين تعريف ابتدا همكاري قسمت‌ها را پديده‌اي نو معرفي كرده و در گامي ديگر به «آگهي» به عنوان مفهومي مجرد و قابل اجماع با مفاهيمي مثل ارتباطات نگاه كرده است. با چنين ديدگاهي اين دو از سال‌ها پيش به هم پيوسته‌اند و آنچه مهم مي‌نمايد چگونگي تاثيرات متقابل بازاريابي و روابط عمومي بر هم است. صرف نظر از برداشت و ارائه الگوي شامار يا ديگران، آرائ موافق و مخالف، ظاهرا" به نظر مي‌رسد كه خواسته يا ناخواسته بايد نقش شگرف روابط عمومي‌ها را بپذيرم. چرا كه دنياي امروز ما و تلاش انسان‌ها براي آنكه خود و يا محصول خود را بشناسانند سبب روي‌آوري به ابزار متعدد، شيوه هاي نو، قدرت ابتكار عمل، ارتباط نزديك و گرم با مخاطب و ... گرديده است. چه كسي امروز مي‌تواند مدعي باشد نقش يك كنفرانس مطبوعاتي كمتر از شيوه‌هاي ديگر فرايند پيچيده‌ي بازاريابي است.؟

رابطه بازاريابي و روابط عمومي چگونه است؟

 «كاتلر» و «مينداك» رابطه بازاريابي و روابط عمومي را تحت يك الگو به 5 حالت احتمالي زير تقسيم مي‌كنند: «الگوي شماره يك: جدا اما با وظايف يكسان الگوي شماره دو:يكسان اما با وظايف مرتبط الگوي شماره سه:بازاريابي به عنوان يك وظيفه يا عملكرد حاكم الگوي شماره چهار:روابط عمومي به عنوان يك وظيفه يا عملكرد الگوي شماره پنج: روابط عمومي و بازاريابي وظايف مشابهي هستند» مدير سازمان با توجه به نوع نگاهي كه به اين الگو - و يا الگوهايي از اين قبيل - داشته باشد ميتواند سازو كار و ساختار بازاريابي شركت خود را طراحي كند.هرچند در دوره ي حاضر سرعت اعجاب انگيز تغيير تحولات دانش عملا" مرز بين علوم را از بين برده و يا تا حدودي كمرنگ كرده است اما همچنان اين اختلاف نظر بر سر رابطه، نوع آن ، شيوهِ چارت سازماني و ... روابط عمومي و بازاريابي وجود دارد.

 پايان:

 به نظر نگارنده مهم نيست كه كدام يك از الگوهاي رايج و آزمون پس داده در ساير كشورها را بپذيرم. آنچه بازاريابي و به دنبال آن صنعت تبليغات اين كشور به آن نياز دارد يك تصوير ذهني قوي از لزوم ارتباط و تعامل بين روابط عمومي و بازاريابي و از آن مهمتر و دشوارتر باور مديران كشور به اين مهم است.

منابع: (1) و (2) و (4): سفيدي، هوشمند، روابط عمومي برتر، موسسه تحقيقات روابط عمومي، 1383، صفحات 147، 146 و 149 ـ (3): شارما ديواكار، روابط عمومي حرفه‌اي بالنده، ترجمه ميترا كيوانمهر، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، 1384، صفحه 49


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ساعت: ۰۷:۱۵:۲۷ توسط:محمد رضا موضوع: | نظرات (0)

انجمن روابط عمومي ايران

?انجمن روابط عمومي ايران? روزهاي پاياني سال 1386، سميناري متفاوت از ديگر سمينارهاي خود را با عنوان ?نقش روابط عمومي‌ها در خودشناسي سازمانها? برگزار كرد.
بر پايه انديشه‌هاي ارائه شده در اين سمينار، ضروري‌ است روابط عمومي‌ها به سرعت در باز تعريف مفهوم روابط عمومي برآيند، سپس فلسفه وجودي روابط عمومي در سازمانها براساس اين بازتعريف مفهومي، تبيين شود، و در نهايت، وظايف، نقش و كاركردهاي روابط عمومي را برپايه اين تعريف و فلسفه وجودي، تعيين كنند.
افزون بر اين همه، انديشه‌ها و افكار تازه‌اي را روابط عمومي‌ها در اين‌باره جستجو كنند، نگرش خود را تغيير دهند، مهارتهاي تازه‌اي فراگيرند و درپي كسب مهارتهاي جديدي برآيند كه تا پيش از اين ضرورتي به آن نبود.
پرويز درگي، عضو هيأت علمي دوره كارشناسي ارشد سازمان مديريت صنعتي، مولف و مترجم كتاب بازاريابي، سخنران اين سمينار بود كه در تالار حركت سازمان حمل و نقل و ترافيك تهران، آرا و انديشه‌هاي خود را در جمع اعضاي روابط عمومي سازمانها، وزارتخانه‌ها، بانك‌ها و ... ايراد كرد.
حاصل ديدگاههاي او را شايد بتوان به اختصار چنين معرفي كرد:
_ بازاريابي وارد عرصه روابط عمومي شده‌است.
_ برندسازي از جمله مهمترين موضوعات بازاريابي است كه در دنياي امروز با شتاب فراوان از سوي شركتها و سازمانها و حتي دولتها پيگيري مي‌شود.
_ برند؛ يعني خوشنامي و مديريت خوشنامي همان مديريت برند است.
_ برندسازي اكنون وظيفه روابط عمومي است.
_ ديگر نمي‌توان تنها با تكيه بر تبليغات، يك نام تجاري (
Brand) جديد را به بازار عرضه كرد.
آنچه درپي مي‌خوانيد، گزيده‌اي از آنچه سخنران ? كه خود مترجم كتاب كسب و كار نامهاي تجاري است - در اين سمينار مطرح كرد.
برند؛ يعني خوشنامي
تعريف برند (
Brand) آغازين گفتار سخنران اين سمينار بود كه گفت:
تاكنون براي برند، تعاريف متنوعي از سوي مؤلفان و مترجمان كتابهاي بازاريابي ارائه شده‌است كه با آن آشنائيد، نظير نام و نشان تجاري، هويت و انگ تجاري.
?اعتبار?، ?حيثيت? و ?آبرو? معاني ديگري است مبتني بر برداشت‌هاي نخستين من از اين واژه پرمعنا. با وجود اين، بهترين معادل اينجانب براي اين واژه در پيكره مفهومي بازاريابي، ?خوشنامي? است.
دليل اينجانب نيز متكي بر واقعيت كنوني عصر پررقابت است كه سازمانهاي پرآوازه، تلاش و كوششي وافر و همه جانبه مبذول مي‌كنند تا بتوانند در منظر و نگاه مشتريان به قله رفيع خوشنامي دست يابند؛ زيرا در پرتو چنين صعود افتخارآميزي است كه مي‌توانند هزاران مشتري وفادار را براي كالاها و خدمات خود تا ساليان متمادي مجذوب كنند.
ويژگي عصر پررقابت، به پديدآيي و رشد مفهوم ?مردم سالاري مصرف كننده? انجاميده‌است. آيا مي‌دانيد چنين مفهومي، چه نقشي براي توليدكنندگان قائل است و چه جايگاهي را از آن مشتريان مي‌داند؟
مردم سالاري مصرف كننده چيست؟
دوره بازارهاي انحصاري به‌سر آمده ‌است و اكنون بازاريابي رقابتي جايگزين بازارهاي انحصاري شده‌اند. امروزه در بازارها، مردم سالاري مصرف كننده حاكم است و مصرف كنندگان انتخاب‌هاي متعددي دارند. در اين بازار، ?مشتري? بيش از توليد‌كننده اهميت دارد. اوست كه انتخاب مي‌كند كدام كالا و خدمات را از چه كسي بخرد. كافي است، مشتري، كالايي را انتخاب نكند، آنگاه چرخه توليد با تمام دستگاهها و نيروي انساني آن از گردونه خارج مي‌شوند. به همين دليل است كه سالها پيش براي ?مشتري? نام و نشان برگزيدند. اروپايي‌ها گفتند: مشتري رئيس است. ژاپني‌ها گفتند: مشتري خداست. اما ايرانيان واژه‌اي زيباتر برگزيند و آن ?ارباب رجوع? بود.
به‌نظر مي رسد حتي در همان بازارهاي انحصاري، رفتارهاي نامطلوب با ?ارباب رجوع? يا مشتريان، لطمه‌‌هاي جبران ناپذيري به سازمانها، شركتها و حتي دولتهايي زد كه قدرت حيرت‌انگيز مراجعان يا ?ارباب رجوع? را ناديده گرفتند.
اكنون نيز سازمانهايي از اعتبار، آبرو و خوشنامي بهره‌مندند كه توانستند رفتار متناسب با شأن ?ارباب رجوع? را رعايت كنند.
با چنين نگاهي بايد پرسيد كداميك از اركان سازمان وظيفه دارد ?خوشنامي? را در سازمان توسعه دهد؟
گسترش خوشنامي در سازمان برعهده كيست؟
اين پرسش را سخنران اين سمينار با تكيه بر تعريف مؤسسه روابط عمومي انگلستان، پاسخ داد و گفت: مؤسسه روابط عمومي انگلستان در تعريف وظايف روابط عمومي مي‌گويد: روابط عمومي، مجموعه فعاليتهايي است كه با هدف حفظ و توسعه خوشنامي (
Reputation) سازمان صورت پذيرد.
بدين‌رو با چنين نگاهي مي‌توان گفت: مديريت خوشنامي همان مديريت برند است.
اكنون به دو وظيفه از وظايف خطير روابط عمومي بايد پرداخت كه هردو به مديريت ?خوشنامي? مي‌انجامد:
1- گسترش خوشنامي شركت
2- خنثي كردن شايعات بد عليه شركت
بدين ترتيب مي‌توان تعريفي تازه از روابط عمومي ارائه كرد. روابط عمومي مترادف است با حفظ و توسعه خوشنامي و آن برآيندي است از آنچه شما مي‌گوئيد، عمل مي‌كنيد، و ديگران درباره شما مي‌گويند.
چگونه مي‌توان حفظ و توسعه خوشنامي را تحقق بخشيد؟ اين پرسشي است كه بايد درباره آن تأمل كرد و براي آن پاسخ يافت.
حفظ و توسعه خوش‌نامي: كمتر حرف بزن، بيشتر عمل كن
پيتر دراكر، پدر علم مديريت، در آخرين روزهاي عمرش، آموزه‌اي دارد كه مي‌گويد: كمتر حرف بزن، بيشتر عمل كن.
آموزه دراكر قرابت نزديكي با آموزه‌هايي دارد كه ما از اديان باستاني شنيده و به‌ياد داريم. آنجا كه زرتشت با عنوان گفتار نيك، پندار نيك، كردار نيك راهنمايي‌هايي دارد. به‌نظر مي‌رسد با چنين آموزه‌هايي مي‌توان مسير و جهت اصلي خويش را تعيين كرد. انطباق با چنين آموزه‌هايي باعث خواهد شد ?مشتريان? و يا ?ارباب رجوع? در هنگام ورود به سازمانها و شركتها با ?شميم خوشنامي? روبرو شوند.
آنچه شايسته است در اين ميان به آن اشاره‌اي گذرا كرد، ميزان انطباق بيشتر با آموزه‌هاي مزبور، ميزان خوشنامي سازمانها، شركتها و مؤسسات را رقم خواهد زد و دوري از اين آموزه‌ها باعث خواهد شد به رغم تلاشهاي فراوان در آراستگي ظاهري سازمانها، نصب صندوقهاي شكايات و پيشنهادها، ... همچنان با اقبال ?ارباب رجوع? يا مشتريان روبرو نشويم.
چه بايد كرد تا شميم خوشنامي در سازمان پراكنده شود؟ پاسخ اين پرسش را بايد در طيف مسئوليت روابط عمومي جستجو كرد.
طيف مسئوليت روابط عمومي
طيف مسئوليت روابط عمومي به شدت تحت تأثير مهارتهاي خاص و حجم و نوع منابعي است كه به آن نياز است و در نهايت روش مديريتي روابط عمومي را تعريف مي‌كند. از اين رو ضروري است روابط عمومي‌ها برروي موضوع آموزش نيروي انساني سرمايه‌گذاري كنند.
دليل اين سرمايه‌گذاري برروي آموزش نيز آشكار است؛ زيرا ?آموزش? به يادگيري مي‌انجامد و يادگيري به تغيير رفتار، با چنين نگاهي ?آموزش? تنها ابزاري است كه براي تغيير رفتار به آن نياز داريم.
آنچه بايد در اينجا بدان پرداخت، عرصه‌هاي فعاليت روابط عمومي است كه همگي بايد در راستاي مديريت خوشنامي قرار گيرد.
اين عرصه‌ها عبارتند از:
1- مسائل اقتصادي و ستادي
2- امور حكومتي و دولتي
-3ارتباطات بازاريابي
-4ارتباطات درون سازماني
-5روابط اجتماعي.

براي مثال، حكومتي كه مقتدر و توانمند باشد، اما نتواند خود را در عرصه‌هاي ملي، منطقه‌اي، و بين‌المللي به خوبي معرفي كند، قطعاً با مشكلاتي روبرو خواهد شد و اين مستلزم آگاهي از طيف مسئوليت روابط عمومي و مهارتهايي است كه افراد روابط عمومي بايد در سطوح ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي واجد آن باشند.
همچنان‌كه در بازاريابي، سه هدف مهم بايد پيگيري شود:
1- شناسايي بازار
2- شناساندن خود به بازار
-3جلب رضايت ذي‌نفعان به سازمان.
در روابط عمومي نيز بايد ديد كه كدام بازار يا بازارها بايد شناسايي شود، چگونه بايد خود را در اين بازار يا بازارها بشناسانيم، و چگونه مي‌توان رضايت ذي‌نفعان را جلب كرد. قطعاً در اينجا با مهارتهايي روبرو خواهيد شد كه با نقشهاي پيشين روابط عمومي متفاوت است،‌ از اين‌رو كسب چنين مهارتهاي تازه و جديدي يك ضرورت جدي و اساسي است، اگر بپذيريم براي خوشنامي دولتها، سازمانها و شركتها، روابط عمومي وظيفه بنيادي و اساسي دارد.
نقش مؤثر روابط عمومي در برقراري ارتباطات درون سازمان و برون سازمان، به خوبي قابل تفكيك است.
به اين ترتيب اجراي وظايف مشتري مداري و فراتر از آن مشتري نوازي در درون سازمان و تسري آن به بيرون سازمان از وظايف روابط عمومي است. روابط عمومي بايد تمامي ابعاد سازمان را پوشش دهد، به‌گونه‌اي كه تنش‌هاي درون سازماني را حل كند، و از سوي ديگر بكوشد تعارض‌هاي بيرون سازمان را به‌ حداقل برساند و براي درك بهتر كافي است به اين پرسش پاسخ دهيم كه ارتباط بازاريابي و روابط عمومي بايد چگونه باشد؟
چگونگي ارتباط بين بازاريابي و روابط عمومي
بازاريابي، كسب رضايت مشتري به شيوه‌اي سودآور است، و روابط عمومي بستر خوشنامي شركت است. تعامل شايسته بين اين دو، به جذب، نگهداري و رشد دادن مشريان مي‌انجامد.
صاحبنظران برجسته بازاريابي با قاطعيت اعلام مي‌كنند شاهد يك چرخش اساسي از بازاريابي تبليغات محور، به بازاريابي روابط عمومي محور هستيم. دليل آن نيز روندي است كه در سالهاي اخير در ارتباط با مشتريان ديده مي‌شود. اين روند چنين است:
1- كمرنگ شدن تبليغات
2- پررنگ شدن نقش روابط عمومي
پژوهش‌هاي فراواني اين دو روند را تأييد مي‌كنند. اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهند مردم از تبليغات خسته شده‌اند. دليل اين خستگي نيز افزايش حجم تبليغات است. شما اين خستگي و دلزدگي را مي‌توانيد در بين تماشاگران فيلم‌هاي سينمايي يا سريال‌هاي تلويزيوني از نزديك مشاهده كنيد. حتماً ديده‌ايد به هنگام تماشاي فيلم سينمايي و يا سريال‌هاي تلويزيوني، درست در لحظه هيجاني فيلم، به يك‌باره تبليغات پخش مي‌شود. علاقه‌منداني كه اين فيلم آنان را مجذوب كرده‌است و فيلم را دنبال مي‌كنند، احساس تنفر و ناراحتي از اين ?قطع فيلم? دارند كه به مجرد پخش تبليغ، گاه اين ميزان ناراحتي و تنفر خويش را به آن كالا يا خدمات تبليغ شده نسبت مي‌دهند. به نظر مي‌رسد در چنين وضعيتي، آن كالا يا خدمات كمتر با استقبال خريد از سوي مشتريان روبرو شود؟ بويژه در جامعه ايراني ما كه افكار و احساسات خود را غالباً در طول روز به صورت شفاهي در گفت‌وگوها، در مكالمات تلفني، بارها و بارها نقل مي‌كنند، چنين كالاها و خدماتي خواه‌ناخواه مسير دشواري را براي فروش طي خواهند كرد.
به همين دليل و ساير دلايل است كه تبليغات براي برندسازي، نتوانست نقش موفقي را ايفا كند. اكنون اين نقش به روابط عمومي‌ها واگذار شده‌است. روابط عمومي، اطلاع رساني است. روابط عمومي، تبليغ نيست. روابط عمومي تحليلي است كه ديگران از عملكرد ما دارند. عملكردي را ?ارباب رجوع? يا ?مشتريان? از ما مي‌پسندند كه در آن به شأن و جايگاه مشتريان احترام گذاشته شود. اين عملكرد حاصل گفتار ما نيست بلكه، بيش از همه مرهون رفتار ماست و حاصل انطباق ما با آموزه‌هايي است كه مي‌گويد كمتر حرف بزن، بيشتر عمل كن. حال بايد ديد چگونه شركتها مي‌توانند خود را به ?ارباب رجوع? يا مشتريان بشناسانند.
ابزارهاي روابط عمومي براي تحقق و گسترش خوشنامي
پرويز درگي، سخنران اين سمينار، در پاسخ به اين پرسش كه چگونه شركتها مي‌توانند خود را به ارباب رجوع يا مشتريان بشناسانند، چنين گفت:
1- نيروهاي صف
2- نشانه‌هاي برند و كاركرد فرهنگ گسترش برند
3- محصول (كالا ?خدمت?
نيروي انساني هر سازمان را به دو طيف تقسيم بندي مي‌كنند:
1- نيروهاي ستادي
2- نيروهاي صف
نيروهاي صف، نيروهاي اجرايي هستند كه ?ارباب رجوع? يا ?مشتريان? در نخستين ورود به سازمان با‌ آنها روبرو مي‌شوند. تجربه نشان مي‌دهد اين نيروها بايد افرادي برون‌گرا باشند، افرادي كه دوست دارند با مردم يا ارباب رجوع ارتباط داشته باشند. اين نيروها از ارتباط بيشتر با مردم لذت مي‌برند، براي پاسخگويي به مردم آمادگي بيشتري دارند، از تماسهاي تلفني بيشتر لذت مي‌برند، تمايل بيشتري براي گفت‌وگو و راهنمايي دارند.
درست برعكس، نيروهاي ستادي فعاليت متمركز بدون ارتباط با ارباب رجوع را ترجيح مي‌دهند. همچنين اشخاصي كه در آزمايشگاهها فعاليت مي‌كنند، علاقه‌ دارند ساعتهاي متمادي بدون گفت‌وگو، يك فعاليت علمي را دنبال كنند، حسابدارها نيز چنين روحيه‌اي دارند، آنها حاضرند ساعت‌هاي فراواني را براي محاسبه اعداد صرف كنند، درحالي‌كه گفت‌وگوهاي طولاني مانع از انجام فعاليت‌هايشان مي‌شود.با چنين دركي، قطعاً نيروهاي صف در روابط عمومي بايد از گروه برون‌گرا باشند. در غير اين‌صورت، پرسشها و سوالات متنوع ?ارباب رجوع? آنان را آزرده خاطر مي‌سازد.
با چنين نگرشي در مي‌يابيم روابط عمومي موظف است در انتخاب نيروهاي استخدامي، تجديدنظر قطعي كند.
تنها دانش روابط عمومي نمي‌تواند يك روابط عمومي كارآمد براي سازمان پديد آورد. در كنار اين دانش، علاقه‌ و گرايش به ?ارتباطات انساني? وجه تمايز روابط عمومي‌هايي است كه گسترش خوشنامي را وجهه همت خويش قرار داده‌اند.
دولت سنگاپور در سال 2003 براي استخدام پرسنل ميز پذيرش فرود‌گاه‌ها و گمركات توجه اساسي كرد. آنان دريافتند نيروهاي برون‌گرا كه قادرند لبخند را در سيماي خويش آشكار سازند، به نحو شگرفي بر رفتار توريست‌ها اثرگذارند. پس‌از استخدام و آموزش اين نيروها، موفقيت گردشگري در سنگاپور باعث در‌آمدزايي فراوان براي اين كشور شد.
بايد تأكيد كرد روابط عمومي يك رشته حرفه‌اي است كه شما نمي‌توانيد آن را به هر كسي بسپاريد كه براي اين رشته آمادگي‌هاي اوليه را ندارند.
1- در اين راه بايد نيروهاي شايسته را انتخاب كنيد.
2- بر روي آموزش ايشان سرمايه‌گذاري كنيد.
3- نظارت و كنترل شايسته‌اي در راستاي مشتري نوازي داشته باشيد.
پرويز درگي، سخنراني خود را در پايان با 3 نكته به پايان برد و گفت: تمام كاركردهاي شركت نظير توليد، مالي، روابط عمومي و ... براي اين به‌وجود آمده‌اند كه در خدمت كاركرد بازاريابي و مشتري نوازي قرار گيرند.
روابط عمومي، علم و هنر به دست‌آوردن اعتماد افراد ذي‌نفع در سازمان و استفاده بهينه از آن است.
هدف اصلي روابط عمومي، ساختن نام تجاري است. اگر نتوانيد يك نام تجاري قدرتمند بسازيد، همه كاركردهاي ديگر، هرقدر هم كه خوب ايفا شوند، به موفقيت يك شركت كمكي نخواهند كرد.‌
http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-192/reports-192/3.asp


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ساعت: ۰۷:۱۸:۲۷ توسط:محمد رضا موضوع: | نظرات (0)